تبليغاتX
خانه ابی
 

"آن مرد مهربان بود. آن مرد نواهايي در سر داشت كه رهايش نمي كردند. آن مرد وقت كمي داشت. نه آنقدر كه صداهاي سرش را رديف كند يا به دستگاهي بسپارد ، نه آنقدر كه همه را مجاب كند. آن مرد گفتن بلد نبود . لبش مي لرزيد. گلويش كه مي گرفت ، مي گرفت.

آن مرد گير مي كرد ميان عاطفه هايش و وقت ناله فروكش مي كرد و وقت فغان لب مي بست.آن مرد گله هاي ما همه را شنيد و گله هايش را با خود برد."(۱)

                                                                 *    

 سايش بي رحم و ناگزير زمان، چند سالی است پيكره ترانه نوين ايران را نشانه گرفته و ستونهايش را كه همه عمري نزديك به ۶۰ سال دارند يكي يكي جدا مي كند. 

اينكه سرنوشت اين پيكره خوش تراش و فريبا در نبود ستونهايش چه خواهد شد نيازمند تحليل صاحبنظران است. اما از ديدگاه من ، تا پايان عمر ترانه نوين با اين شكل و فرم ،نه تنها به دليل از دست دادن چهره هاي تآثيرگذارش ، كه به دليل عوض شدن شرايط اجتماع ، فاصله چنداني باقي نمانده است.

                                                                  *

"بابك بيات" از تبار انسانهاي بزرگ بود.

انسانهايي كه "صحنه زيباي هنرمنديشان" براي امثال ما جايگاهي است براي آموختن.

"زندگي صحنه زيباي هنرمندي ماست.

هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود.

صحنه پيوسته به جاست .

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد."

 

                                                                 **

از نظر من وجه تمايز بزرگ بابك بيات با ديگر آهنگسازان هم نسلش ، توانايي شگرف او در خلق ملوديها و هارمونيهايي با درونمايه حماسي بود.

 و اتفاقآ همين درونمايه ، با بياني پرشور و خروشنده همراه با زيرلايه اي از اندوه ، خصوصآ در پرداخت به مقوله عشق ، در ترانه هاي نزديكترين دوست و همكار بيات ، "ايرج جنتي عطايي" هم موجود است.

 بابك بيات و ايرج جنتي عطايي از آغاز همكاري حرفه ايشان به دنبال صدايي در خور  و مناسب براي القاءحس شور انگيز و عميق خود بودند .

"ابي"  با دارا بودن صدايي سركش و قدرتمند و حس و حالي ويژه در ترانه خواني ، بي گمان مناسبترين گزينه براي آغاز اين همكاري هدفمند بود، با آهنگساز و ترانه سرايي كه احساساتشان در عين صميميت ، بي پروا اوج مي گرفت و حماسه مي آفريد.

و اين هدف چيزي نبود جز بيان ارزشهاي عميق عشق خاكستري رنگ زميني، عشق پر شور ،‌خالص و بي رياي آدميزادي به آدميزاد ديگر ،‌ در كنار  اعتراضهاي فريادگونه به نابسامانيهاي اجتماع .

آثار عاشقانه اين سه همه زباني حماسي و خروشنده و دور از نرمش و انعطاف و به بيان خود ايرج "زمخت" دارند.

آثار اعتراضي شان اما هرگز مجال شنيده شدن پيدا نكردند.

كه اگر پيدا مي كردند ، مسلمآ ابي دهه ۵۰ ابي ديگري مي بود.

بابك، ايرج و ابي در دوره همکاری مشترک هر كدام با ويژگي منحصربه فردشان گرچه نرمش و انعطاف متداول و اغلب مورد انتظار را از ساخته هايشان دور كردند، اما پديد آورنده فصلي نو و منحصر به فرد و متمايز در عمر كاري خود و در كل عمر ترانه نوين ايران شدند.  

 بيات صداي ابي را با همان سركشي و زمختي در ملوديهاي حماسي اش جا داد و ابدآ هم تلاش نكرد تم ملوديهايش را تلطيف كند. ايرج  هم هيچ از زمختي واژه هايش نكاست و ابي هم هرگز از خروش بي پرواي صدايش چيزي كم نگذاشت تا حاصل همكاري اين سه، فصلي منحصر به فرد را در دهه۵۰ ، دهه طلايي ترانه نوين ، رقم زند.

 پس از گسستن پيوند اين سه به علت وقوع انقلاب ۵۷ و مهاجرت ايرج و  ابي به خارج از كشور و ماندن بابك در ايران ، "فريد زلاند" بود كه صداي سركش ابي  را "رام" کرده و روی ملوديهای نغز و انعطاف پذيرخود همراه با كلام لطيف و روان "اردلان سرفراز" جاي داد.

با هم مروري بر فصل خاطره انگيز همكاري اين ۳ نابغه ترانه نوين ، بابك بيات به عنوان آهنگساز ، ايرج جنتي عطايي به عنوان ترانه سرا و  ابي به عنوان آوازخوان مي كنيم.

فصلي كه هرچه ترانه در آن خلق شد دست كم يك دهه اي جلوتر از زمانش بود.

سال ۱۳۵۲

 ابي پس از جدايي از گروه بلك كتز ، خواننده ثابت اركستر جاز فيلارمونيك اداره فرهنگ و هنر وقت است.

"محمد اوشال" رهبر اين اركستر ،‌ كاري از دوستش بابك بيات براي تنظيم و اجرا توسط همين اركستر در دست دارد. 

ابي كار را اجرا مي كند و از اينکه چهارمين کارش است اثري است از بابك بيات و ايرج جنتي عطايي بسيار خوشحال است و به گفته خود در يكي از مصاحبه هايش ،  "در پوست خود نمي گنجد" .

"پدرم مي گفت قديما ، كينه هامونو دور انداخته بوديم.

توي برف و باد و بارون خونه رو با دستامون ساخته بوديم..."

"خونه" به فاصله اندكي توسط‌ "داريوش" هم اجرا و با تبليغات گسترده منتشر مي شود.

                                << دانلود اولين اجراي ترانه "خونه" با صدای ابي >>

سال ۱۳۵۳

"محمد صفار"  کارگردان موج نو ی سينمای ايران ،‌ براي گذاشتن  ترانه ای در تيتراژ ساخته جديدش "هياهو" سراغ بابك بيات و ايرج جنتي عطايي مي رود و اين دو ،‌ ترانه "پرنده مهاجر" را با صداي ابي  براي اين فيلم ضبط مي كنند.

پرنده مهاجر حکايت قهرمان فيلم است ،‌ يك جوان دانشجوي شهرستاني كه ديار خود را ترك گفته و ساكن تهران با همه تجددهايش شده است. ايرج دغدغه هاي اين جوان نكته بين و پر احساس كه در رشته فلسفه تحصيل می کند را به زيبايي ترانه مي كند. 

"اي پرنده مهاجر ، اي پر از شهوت رفتن

فاصله قد يه دنياست بين دنياي تو با من ... "

اما ترانه مورد موافقت قرار نمي گيرد و ايرج به ناچار روي همان ملودي اوليه ترانه اي ديگر مي نويسد.(۲)

"بين اين همه غريبه ، تو به آشنا مي موني

حرفاي تلخي كه دارم ، من نگفته تو مي دوني ... "

"تپش" نام ترانه جديد مي شود و روی فيلم قرار مي گيرد. صفحه اش هم روانه بازار مي شود.

اين ترانه نقطه آغازيست بر راههاي ناپيموده و دشوار خنياگري هاي خاكستري .

در همين سال بابك ،‌ ايرج و  ابي ترانه اي ديگر با نام "همغصه" ضبط مي كنند.

 ابي روي ملودي سنگين و كوبنده بابك مي خواند:

"بيا لب واكنيم همغصه من ، بيا بيدار كنيم خوابيده ها رو

بيا آشتي بديم با قصه هامون ، تموم دستاي از هم جدا رو ... "

اين ترانه هم عينآ به سرنوشت تجربه قبلي دچار مي شود.(۳)

ايرج اين بار هم ترانه را به طور كلي عوض مي كند و ابي روي همان ملودي مي خواند:

" كدوم شاعر، كدوم عاشق كدوم مرد   تو رو ديد و به ياد من نيفتاد

به ياد هق هق بي وقفه من             توي آغوش معصومانه باد ... "

ترانه جديد، "خاتون" بر سر زبانها می افتد.

 هر چهار اثر ( در واقع دو ملودي با چهار ترانه) را بابك بيات ، خود تنظيم مي كند.

سال ۱۳۵۴ 

"سايه" ، يك مصداق بارز ، يك سمبل از حماسه هاي عاشقانه خالقانش بابك بيات ،‌ ايرج جنتي عطايي و ابي با تنظيمي به ياد ماندني كه بابك بيات، خود انجام مي دهد ، يگانه محصول تيم سازنده اش در اين سال است.

سال ۱۳۵۵ 

ترانه "تن تو كو" برای قرار گرفتن در تيتراژ فيلم  "بت شكن" ساخته "شاپور قريب" ضبط مي شود.

فيلم ، حرفي براي گفتن ندارد و  عليرغم بازي ستاره نامدارش  "بهروز وثوقي"  در گيشه هم موفقيت چنداني كسب نمي كند.

تيم سازنده  تن تو كو  همزمان دست به خلق ترانه اي ديگر مي زنند:

"خورجين"  

كاري كه پس از گذشت ۳۰ سال از زمان انتشارش ، هنوز تمام اركانش تازه هستند. از اجراي ابي و كلام  ايرج و ملودي بابك كه بگذريم ، امروز حتی فکر دست بردن به سازبندي منحصر به فرد و  پراستحکامش ، کودکانه می نمايد.

تنظيم اين شاهكار را هم مانند كار ديگر اين سال،‌ بيات خود انجام مي دهد. 

بابك دكلمه قسمتي از ترانه ايرج را با صداي خود در كار مي گنجاند.

"بانو ، بانو ، بانوي شرقي من ، اي غني تر از شقايق

مال تو ارزوني تو ، خورجين قلب اين عاشق..."

 ابي با قدرت تمام اين عاشقانه شور انگيز و حماسي را اجرا مي كند.

سال ۱۳۵۶

مجموعه ۳ ترانه منتشر شده و يك ترانه منتشر نشده ، محصول اين سال است.

"خاكستري"

"مولاي سبزپوش"

"تو چي هستي "

 و "وقتي به مستي مي رسم"

خاكستري و مولاي سبزپوش هر دو داراي مضموني اجتماعي با كلامي معما گونه و كمابيش پر ابهام هستند.

هنوز هم با قطعيت نمي توان در مورد سرنوشت شخصيت طرح شده در ترانه خاكستري نظر داد.

هنوز هم مي توان به مخاطب ترانه مولاي سبزپوش شك كرد كه آيا معشوقي است از جنس مخالف يا اينكه يك سمبل و قهرمان فردي يا اجتماعي است.

در هر حال تنظيم هر دو كار را محمد اوشال انجام مي دهد. 

خاكستري روي فيلمي با همين نام ساخته محمد صفار قرار مي گيرد.

و مولاي سبزپوش هم جزء اولين كارهايي است كه روي نوار كاست و نه روي صفحه گرامافون منتشر مي شوند.

 تو چي هستي ، روايت ديگري است در امتداد راه سايه و خورجين ، و اين بار هم با تنظيم خود بابك بيات.

اما ترانه آخر يا به بيان بهتر آخرين ترانه حاصل همكاري اين سه هنرمند ،‌ به تشخيص خالقانش در آرشيو مي ماند . چرا كه آنها فضاي پر التهاب سالهاي وقوع انقلاب را جوي مناسب براي انتشار و مورد پذيرش قرار گرفتن ترانه شان نمي بينند.(۴)

در "وقتي به مستي مي رسم"  مي توان تلاش ايرج را براي گوشزد ارزشهاي عشق پاك و بي آلايش زميني ، به وضوح ديد :

"ستاره دوست داشتني نيست  

وقتي زمينو ميشه داشت

وقتي ميشه به دست تو

زمينو تا هميشه داشت".

                                                               ***

آلبوم آينده ابي ، آثاري از بابك بيات و ايرج جنتي عطايي   

 حدود ۲ سال قبل با خروج موقت بابك بيات از ايران و اقامتش در كانادا ، در فرصت تجديد ديدار او با همترانه هاي قديمي اش ايرج جنتي عطايي و ابي ، ايده ساخت آلبومي مشترك با ملوديهاي بيات ،‌ترانه هاي جنتي عطايي و صداي ابي، مطرح شد.

پس از اخذ تصميم قطعي ، كار تهيه آلبوم آغاز شد. 

بابك ملوديهايي را كه سالها پيش براي صداي ابي ساخته و نزد خود نگه داشته بود براي اين آلبوم در نظر گرفت.

همينطور ملوديهاي جديدي را ساخت به مجموعه اضافه كرد.

كار نوشتن ترانه ها هم توسط ايرج انجام شد.

بابك خود شروع به نت نويسی و تنظيم كارها كرد.

همه چيز مهياي ضبط و انتشار آلبوم بود كه بيماري بابك شدت گرفت و ...

اما امروز پس از از دست دادن بابك  ، ابي كه خاطره تآكيد و سفارشات موشكافانه بابك بر نحوه اجراي تك تك ترانه هاي اين آلبوم  و لحظات بحث و مجادله و اصرار ها و تلاشهاي هر دو براي متقاعد كردن همديگر در مورد نحوه اجراي تحريرهای ترانه ها را هرگز از ياد نخواهد برد ،‌دمو هاي اين آلبوم را با صداي تنور خود بابك ـ كه برايش با ارزش ترين يادگارهاي به جا مانده از رفيق ۳۵ ساله اش هستند. ـ به زودي به استوديو خواهد برد و آخرين آثار خنياگر خاموش را اجرا خواهد كرد.

بله! اين آلبوم اجرا و منتشر خواهد شد و مسلمآ به جايگاهي ويژه در بين تمام آثار ارائه شده در تاريخ ترانه نوين دست خواهد يافت.

ابي براي تنظيم آن دسته از كارهايي كه از سازبندي بابك محروم مانده اند از تنظيم كننده اي چيره دست و توانا استفاده خواهد كرد.

شايد همكاران قديمي يا فعلي اش و شايد تنظيم كننده اي غير ايراني كه در ماركت اروپايي فعال است و آثار بزرگان را تنظيم مي كند و ابي به كارهايش علاقه مند است.

                                                               ***

يادماني براي بابك بيات

چندي پيش فيلمي از مراسم خاكسپاري و مجالس ختم  بابك بيات به سفارش ابي  و ايرج جنتي عطايي توسط دوستانشان در ايران تهيه شد كه به زودي در يادماني كه در خارج از كشور براي بابك بيات برگزار خواهد شد ،‌در كنار ساير برنامه هاي تدارك ديده شده ،‌به نمايش در خواهد آمد.

ايرج جنتي عطايي برگزار كننده اين گردهمايي خواهد بود.

                                                               *** 

 

                       ابي در Aviation club دبي - مارچ 2005

                                                             دانلود

                              اجرای زنده قسمتي از ترانه "سايه" در مدلی ۲۰۰۴(۵)

                                                            ****   

(۱): ياداشت بهرام بيضايي به مناسبت درگذشت بابك بيات كه توسط محمد سرير در مراسم تشييع پيكر بابك بيات قرائت شد.

(۲): ترانه پرنده مهاجر همزمان توسط خواننده شهير آن دوران "عارف" هم اجرا شد. اما اجرای عارف هم اجازه پخش نيافت. تا اينكه در اواخر دهه گذشته ميلادي در آلبومي با عنوان خدا كنه بيايي در كنار آثار قديمي ديگري با صداي عارف منتشر شد . قسمتي از اين اجرا را مي توانيد از  اينجا دريافت كنيد.

در سالهاي اخير آندو هم روي اين ترانه ايرج ملودي گذاشت و با صداي خود و در آلبومش با عنوان اسم مرا صدا كن منتشر كرد.

مشهورترين نسخه اجرا شده از اين ترانه اجراييست با صداي داريوش كه در دهه ۸۰ ميلادي با ملودي صابر راستين منتشر شد.

 (۳): داريوش در اواخر دهه ۹۰ ميلادي ترانه همغصه را با ملودي صادق نوجوكي اجرا و در آلبوم گل بيتا منتشر كرد.

 (۴): وقتي به مستي مي رسم در سال ۱۳۵۸ توسط خواننده اي به نام خسرو محصوري اجرا و منتشر شد . منبع: وبلاگ ترانه نوين

   اين ترانه با صداي ابي در آلبوم آينده او منتشر خواهد شد.

(۵): كليپي كه دانلود مي كنيد اجرايي متفاوت با نسخه اصلي دارد. اين اجرا از روي استيج سالن Aviation club دبي در نوروز ۸۳ با يك دوربين آماتور ضبط شده است . ارزش اين اجراي خاص براي من در متفاوت بودنش است. در اين كليپ ، تآثير تجربه ۳۰ ساله ابي و همكاري مستمر او با فريد زلاند ،‌در قياس با نسخه اصلي ترانه ، آشكارا قابل لمس است. اين كليپ به گونه اي باعث آشتي من با آثار ساخته بابك بيات براي ابي خصوصآ سايه شد . چرا كه من تا پيش از ديدن و شنيدن اين قطعه بيشتر با ملوديهاي روان ساخته فريد زلاند براي ابي ارتباط برقرار مي كردم تا ملوديهاي حماسي  بابك بيات. انعطاف واژه هاي اردلان سرفراز در قياس با زمختي واژه هاي ايرج جنتي عطايي در تركيب با ملوديهاي هم نواهايشان هم در قضاوت من بي تآثير نبود.

                                                           *****

+ نوشته شده توسط مهدی در نوزدهم دی 1385 و ساعت 10:30 |